تبليغاتX
چهارشنبه دهم بهمن 1386
اگر تفنگ ندارم/ تف دارم

-بمیر/ با یه تف/ یه تف با یه برد زیاد/ یه برد/ به اندازه/ سوزش خروج مدفوع/ از مخرج/ وقتی چیزی را سفت و کم جویده باشی/ و مدفوعت از حد استاندارد بزرگتر باشد. (اینارو امین بعد از دیدن تیتر این مطلب در status مسنجر به من گفت و کلن آدمهای کمی هستند که در حرف زدن عادی هم از دهنشان در و گوهر بیرون بریزد. لابل: پی‌نوشت تخمی)

-ما باکونونیست‌ها معتقدیم که بشر از گروه‌هایی تشکیل شده‌است که اراده الهی را به انجام می‌رسانند بی اینکه بفهمند که چه کار دارند می‌کنند، باکونون اسم این گرو‌ه‌ها را می‌گذارد کاراس

-بی‌تباران انبوهند/مگر از کومه برآید دودی/گیرد و آتش ژرفی گردد/ ورنه چشم نخورد آب زمن/ -یا من‌ها-/ کابمان سرد/ نانمان گرم/ مشتمان در جیب است/ حرفمان از‌آتش و خون است مدام.

-از این راه و آن راه/ می‌کوشم تا دلو نگه دارم/ با این امید که/ نی‌های فرسوده هرگز نخواهند شکست/ ناگهان ته سطل باز می‌شود/ خالی ای است در دست من.

(به کسایی که سینما رو با تئاتر اشتباه گرفتن(بیضایی و دار و دستش و طرفداراش ) پیشنهاد می‌کنم داگویل ببینن تا بفهمن چجوری میشه سه ساعت رسمن روی سن تئاتر یه فیلم سینمایی محشر ساخت)(البته بعد از خوندن حرفای کیانیان راجبه سینمای تئاتری نمی‌تونم از این واژه استفاده کنم اما من از بیضایی بدم میاد و بالاخره مجبورم با هر ترفندی هست بهش تیکه بندازم)

(ریدم به دانشجویان دربند اصن ببرن همشون فردا صب اعدام کنن به تخمم)

 

+ نوشته شده در 21:55 توسط مك كيب.